محمد رضا واليزاده معجزى
239
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
بعد از تسليم شدن دوسته و ساير خوانين ، سپهبد حكم معاونت پشتكوه را به نام ميرزا محمد خان تيمورى صادر كرد ( به جاى سرهنگ صادق خان ) و در اين بين فرمان متحد الشكل نمودن البسه صادر شد و مردم كلاه پهلوى بر سر گذاشتند . ميرزا محمد خان كه اسما معاونت حكومت پشتكوه را به عهده داشت و در صيمره زندگى مىكرد ، از صيمره به آبدانان كوچيد . در فصل تابستان به خرمآباد آمد [ و ] سرهنگ نصرت اللّه خان را با يك فوج پياده و يك بهادران سوار به آبدانان آورد . مقارن همين اوقات امير حرب پسر والى پشتكوه عليه دولت خروج كرد و مىخواست پشتكوه را به هم بزند ؛ سرهنگ نصرت اللّه خان هم بناى قلدرى را در آبدانان گذاشته بود . ميرزا محمد خان به اتفاق نصير خان و ميرزا حسن پسر مير حاجى خان به خانه مراد خان در جايدر رفته و از آنجا عازم خرمآباد شدند . به محض ورود به خرمآباد ، سپهبد ، على مراد خان جودكى را توقيف كرد . عزيز اللّه خان بيرانوند كه دوباره ياغى شده بود ، نامهاى به سپهبد نوشت كه من دو رفيق داشتم كه يكى دايى و ديگرى خواهرزادهام بودند و شما آنها را توقيف كردهايد و آن دو نفر يكى مير عباس خان و ديگرى على مراد خان مىباشند . بنابراين فردا در كرهگاه آماده براى جنگ باشيد . چون عزيز اللّه خان مردى باشهامت و جنگى بود ، لذا سپهبد هميشه حساب كار او را داشت اين بود كه نامهاى به او نوشته و به او تأمين داد كه به شهر بيايد تا به تقاضايش ترتيب اثر بدهد . فرداى آن روز ميرزا محمد خان تيمورى و سرگرد خاضع نزد سپهبد رفتند . چون در اين موقع كه عزيز اللّه خان اعلان جنگ به سپهبد داده بود ، اردوهاى نظامى به اطراف و جوانب رفته [ بودند ] و نيروى كافى براى مقابله با عزيز اللّه خان در دسترس سپهبد وجود نداشت ، لذا مىخواست هرطور شده سر عزيز اللّه خان را با وعدههاى فريبنده از قبيل ترخيص دو نفر مورد نظر او گرم سازد و در خلال اين جريانات اردوى آبدانان را براى جنگ با عزيز اللّه خان به شهر بخواهد ؛ زيرا تا اندازهاى سپهبد از حمله ناگهانى عزيز اللّه خان به پادگان خالى از نيروى نظامى خرمآباد واهمه داشت و لذا موضوع را با ميرزا محمد خان تيمورى در ميان نهاد . ميرزا [ در پاسخ ] گفته بود اين كار صلاح نيست و نبايد آبدانان را خالى كرد ، زيرا آنها مردمان سادهاى هستند و به محض حركت اردو از آنجا ، خيال مىكنند قواى خرمآباد و لرستان شكست خورده و مىخواهند لرستان را خالى كنند و بعيد نيست ساكنين آبدانان به خيال غارت اردو بيفتند . اما سپهبد كه از حمله ناگهانى عزيز اللّه خان بدون داشتن وسيله دفاع واهمه داشت ، به اظهار